آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی ، هیچکس ، پیشرو ، تاتالو و قاف (علی جی) به نام تماس کاریش نکن

آهنگ جدید و بسیار زیبای Amir Tataloo And Stive And Mad Metal به نام ترکم نکن

آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی ، هیچکس ، پیشرو ، تاتالو و قاف (علی جی) به نام تماس کاریش نکن

آهنگ جدید و بسیار زیبای Amir Tataloo And Stive And Mad Metal به نام ترکم نکن


در حالی که متهم اصلی در ماجرای انتشار منتسب
به یکی از بازیگران فیلم نرگس در خارج از کشور و
در ارمنستان به سر میبرد به زودی به ایران انتقال
میابد و جزئیات پرونده افشا می شود.
پلیس امنیت ۲۰ نفر از تکثیر کنندگان سی دی را
شناسایی و دستگیر کردند که از میان این افراد ۷
نفر دستگیر و ۴ نفر از عاملان اصلی در زندان به سر میبرند.
وی با بیان اینکه بازیگر مورد نظر تنها ۲ ساعت بازداشت بوده و پس از آن آزاد شده و
هرگونه اظهار نظر مبنی بر بازداشت و خود کشی وی را تکذیب کرد.
برا مشاهده روی نام خواننده کلیک کنید
زندگی نامه افشین
زندگی نامه داریوش
زندگی نامه لیلا فروهر
زندگی نامه شهرام صولتی
زندگی نامه شهره
زندگی نامه اندی
زندگی نامه شکیلا
زندگی نامه فریدون فروغی
زندگی نامه معین
زندگی نامه شهریار قنبری
زندگی نامه سیما بینا
زندگی نامه مهرداد
نظر یادتون نره
یه دختر رشتيه تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين
تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم
----------
بنددوتا خجالتي باهم ازدواج ميکنن
بچشون آب ميشه
----------
ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در
----------
به زيدان ميگن
شنيديم بازيکن ايتاليا بهت گفته علي دايي
زيدان ميگه : نه بابا اگه گفته بود که ميکشتمش
----------
LOVE
L : لنگت پيدا نميشه
O : عمرمي
V : وجودمي
E : انگار sms رو اشتباه فرستادم
----------
به يك تركه ميگن دستشويي را بخش كن؟ ميگه زنانه, مردانه
----------
اي كساني كه با چراغ خاموش چت ميكنيد... بترسيد كه خداوند شما را سوسك خواهد كرد.. (آيهي 13 – سورهي ياهو
----------
ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟مطمئن باش از ته قلبم ميگم.هميشه از خدا ميخواستم كه تو زندگي يه همراه خوب بهم بده.همراهي كه هميشه كنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار كنم.خدا يكي رو بهم داد.همراه من نوكياست مال تو چيه؟
----------
دو تا خرما با هم ازدواج می کنن ماه عسل می رن قبرستون
----------
آخوندي ميره بالاي منبر ميگه از حسين بگم دلتون مي سوزه از زهرا بگم جيگرتون مي سوزه اما يه چيز بگم كونتون بسوزه حسينيه امشب شام نميدن
----------
يك كشاورز نمونه در يك اقدام بي نظير توانست با پيوند درخت پسته با درخت زيتون درخت پستون به عمل آورد
----------
به ترکه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟
ترکه ميگه : مامانتو
----------
یک روز یک ترکه اصلا هیچی حالیش نبوده و چشمو و گوشش بسته بوده به اسم احمد . خلاصه احمد ازدواج میکنه و یک زن میگیره به نام مریم . یک سال از ازدواجشون میگذره که مریم میبینه این احمد اصلا باهاش حال نمیکنه . این موضوع رو به مادرش میگه و مادرش میگه تو لخت بشو و برو زیر پتو و بگو
احمد بیاد پتو رو از روت برداره وقتی ببینه لختی حتما میکند![]()
مریم شب این کار رو میکنه و به احمد میگه تا بیاد و پتو رو از رویش برداره
خلاصه اینقدر مریم اصرار میکنه تا احمد میاد و پتو رو برمیداره و مریم رو
لخت میبینه و یه هو میگه: هو هو ... مریم دودول نداره
----------
ترکه با خدا قهر میکنه ، وقتی میخواد نامه بنویسه بالای نامش مینویسه به نام بعضی ها
----------
ترکه يه بسته هزاری ميشمره ۲۵۰ تومان کم مياره
----------
ده تا ترک ده سال پیش قایم موشک بازی میکردند
هنوز 3 تاشون پیدا نشدند
----------
يه روز ترکه ۱۰۰۰ تومن ميندازه تو صندوق صدقات هر کی مياد پول بندازه ميگه
حساب شده
----------
ترکه میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه . میگه خدا رحم کرد مانور بود
----------
یه بار بچه اصفهانیه ده هزار تومان پول از باباش میخواد. بابا هب میگه: چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!
----------
به رشتيه مي گن راسته مي گن شهيدان زندن؟ مي گه 100٪ من پسرم 20 ساله شهيد شده عروسم هر سال يه شکم مي زاد
----------
دختره به دوست پسرش : عزيزم ميخواي جايي رو كه آمپول زدم ببينيپسره نيشش تا بناگوش باز ميشه ، ميگه اره عزيزم دختره با دست اشاره ميكنه : اونجا ، بالاي اون داروخانه ، توي اون تزريقاتي
----------
پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون چشاشون ...اِوا خاک بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ... کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاک بر سراشون ... کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشون..
----------
دنیا رو بدون خانما تصور کن : بازارها خلوت... پولها اضافه... خیابونا ساکت... شیطون بیکار... مخابرات ورشکسته... همه میرن بهشت
----------
يه تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني رو مي کنه به کعبه مي گه: خدا ببين خودش گير ميده
----------
وقتی یه سیب گاز می زنی یک کرم توش می بینی ناراحت نشو...............اون موقعی ناراحت شو که یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی
----------
فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا, يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد, فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود
----------
از يه رشتيه ميپرسن: شما با چه سهميهاي وارد دانشگاه شدي؟ ميگه: بنده افتخار ميكنم که فرزند سه تا شهيدم
----------
تركه مي ميره، اونو پيش يه مسيحي دفن مي کنن. بعداز مدتي، مسيحي يه مرتب به خواب فاميلاش مي آد و گله مي کنه و به بابا و مامانش مي گه: جاي قبر منو عوض کنين، آخه اين تركه هرروز صبح زود مزاحم من مي شه و مي گه: توکه لباس تنته، برو چند تا بربري بخر
----------
یک قزوینی زن میگیره با برادر زنش میره ماه عسل!!!
----------
یه زنه رفت کفش بخره . گفت آقا یه کفش میخوام که پشتش باز باشه.
جلوش هم منگوله داشته باشه یارو گفت بیا پات و بکن تو کون من
----------
ترکه سرش رو از روی کلاه میخاروند . بهش گفتند چرا این جوری میکنی
گفت مگه شما میخواهید کونتون رو بخارونید شلوارتون و در میارید
----------
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه
----------
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
----------
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم
----------
مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم
----------
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم
----------
تركه خبر داغ ميشنود، گوشش ميسوزد
----------
تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه
----------
تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته
----------
به ترکه میگن با اشکال جمله بساز میگه:ننتو گاییدم
میگن این که اشکال نداره.
میگه خب پس آبجیتم گاییدم
----------
زن:بسه دیگه بیار بیرون
مرد :نه هنوز نه
زن:ول کن زخم شد
مرد:اه بذار کارمو بکنم
زن:خجالت بکش یه ربع دست کردی تو دماغت
----------
ترکه دوست دخترش عزادار بوده.میره داروخونه میگه آقا یه کاندوم مشکی با طعم خرما بده
----------
یه روز به یه ترکه میگن نظرت در مورد کیر چیه؟ میگه نمی دونم والا باید بشینم روش فکر کنم
----------
یه روز یه ترکه کیرش رو میکنه داخل اب میگه دمای اب ۵۰ درجه . بغل دستش یه عربه بوده. عربه کیرش رو میکنه تو اب میگه عمق اب ۵۰ متر
----------
یه روز مرده از سر کار میاد خونه میبینه زنش ارایش کرده .میگه خانم کجا تشریف میبرین؟ زنش بر میگرده میگه دارم میرم بدم. شوهرش میگه جای دیگه نری ها
----------
یه روز به یه ترکه می گن دو دوتا ؟ میگه ولش کن بابا یه کلمه بگو باهاش جمله بسازیم
----------
یه روز به یه ترکه یه ابشار نشون میدن میگن میدونی این چیه ؟ میگه اره رودخانه دیواری
----------
به یه قزوینی میگن حالا که داری میمیری یه وصیت بکن. میگه من که مردم جسد من را بسوزانید و با خاکستر من پودر بچه بسازید
----------
به یه قزوینی میگن حالا که داری میمیری یه وصیت بکن. میگه من که مردم جسد زیر سرسره خاک کنن
تورو خدا نظر بدین

یه دختر رشتيه تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين
تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم
----------
بنددوتا خجالتي باهم ازدواج ميکنن
بچشون آب ميشه
----------
ای که پا گذاشتی رو عشقه من ؛ ای که در را بستی به روی من ؛ درو باز کن دستم مونده لای در
----------
به زيدان ميگن
شنيديم بازيکن ايتاليا بهت گفته علي دايي
زيدان ميگه : نه بابا اگه گفته بود که ميکشتمش
----------
LOVE
L : لنگت پيدا نميشه
O : عمرمي
V : وجودمي
E : انگار sms رو اشتباه فرستادم
----------
به يك تركه ميگن دستشويي را بخش كن؟ ميگه زنانه, مردانه
----------
اي كساني كه با چراغ خاموش چت ميكنيد... بترسيد كه خداوند شما را سوسك خواهد كرد.. (آيهي 13 – سورهي ياهو
----------
ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟مطمئن باش از ته قلبم ميگم.هميشه از خدا ميخواستم كه تو زندگي يه همراه خوب بهم بده.همراهي كه هميشه كنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط بر قرار كنم.خدا يكي رو بهم داد.همراه من نوكياست مال تو چيه؟
----------
دو تا خرما با هم ازدواج می کنن ماه عسل می رن قبرستون
----------
آخوندي ميره بالاي منبر ميگه از حسين بگم دلتون مي سوزه از زهرا بگم جيگرتون مي سوزه اما يه چيز بگم كونتون بسوزه حسينيه امشب شام نميدن
----------
يك كشاورز نمونه در يك اقدام بي نظير توانست با پيوند درخت پسته با درخت زيتون درخت پستون به عمل آورد
----------
به ترکه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو ؟
ترکه ميگه : مامانتو
----------
یک روز یک ترکه اصلا هیچی حالیش نبوده و چشمو و گوشش بسته بوده به اسم احمد . خلاصه احمد ازدواج میکنه و یک زن میگیره به نام مریم . یک سال از ازدواجشون میگذره که مریم میبینه این احمد اصلا باهاش حال نمیکنه . این موضوع رو به مادرش میگه و مادرش میگه تو لخت بشو و برو زیر پتو و بگو
احمد بیاد پتو رو از روت برداره وقتی ببینه لختی حتما میکند![]()
مریم شب این کار رو میکنه و به احمد میگه تا بیاد و پتو رو از رویش برداره
خلاصه اینقدر مریم اصرار میکنه تا احمد میاد و پتو رو برمیداره و مریم رو
لخت میبینه و یه هو میگه: هو هو ... مریم دودول نداره
----------
ترکه با خدا قهر میکنه ، وقتی میخواد نامه بنویسه بالای نامش مینویسه به نام بعضی ها
----------
ترکه يه بسته هزاری ميشمره ۲۵۰ تومان کم مياره
----------
ده تا ترک ده سال پیش قایم موشک بازی میکردند
هنوز 3 تاشون پیدا نشدند
----------
يه روز ترکه ۱۰۰۰ تومن ميندازه تو صندوق صدقات هر کی مياد پول بندازه ميگه
حساب شده
----------
ترکه میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه . میگه خدا رحم کرد مانور بود
----------
یه بار بچه اصفهانیه ده هزار تومان پول از باباش میخواد. بابا هب میگه: چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!
----------
به رشتيه مي گن راسته مي گن شهيدان زندن؟ مي گه 100٪ من پسرم 20 ساله شهيد شده عروسم هر سال يه شکم مي زاد
----------
دختره به دوست پسرش : عزيزم ميخواي جايي رو كه آمپول زدم ببينيپسره نيشش تا بناگوش باز ميشه ، ميگه اره عزيزم دختره با دست اشاره ميكنه : اونجا ، بالاي اون داروخانه ، توي اون تزريقاتي
----------
پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون چشاشون ...اِوا خاک بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ... کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاک بر سراشون ... کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشون..
----------
دنیا رو بدون خانما تصور کن : بازارها خلوت... پولها اضافه... خیابونا ساکت... شیطون بیکار... مخابرات ورشکسته... همه میرن بهشت
----------
يه تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني رو مي کنه به کعبه مي گه: خدا ببين خودش گير ميده
----------
وقتی یه سیب گاز می زنی یک کرم توش می بینی ناراحت نشو...............اون موقعی ناراحت شو که یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی
----------
فيلسوف آلماني مي گويد: انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا, يكصد ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد بي چون و چرا مي پذيرد. اما اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته اند: رنگي نشويد, فورا انگشت خود را به نيمكت مي كشد تا مطمئن شود
----------
از يه رشتيه ميپرسن: شما با چه سهميهاي وارد دانشگاه شدي؟ ميگه: بنده افتخار ميكنم که فرزند سه تا شهيدم
----------
تركه مي ميره، اونو پيش يه مسيحي دفن مي کنن. بعداز مدتي، مسيحي يه مرتب به خواب فاميلاش مي آد و گله مي کنه و به بابا و مامانش مي گه: جاي قبر منو عوض کنين، آخه اين تركه هرروز صبح زود مزاحم من مي شه و مي گه: توکه لباس تنته، برو چند تا بربري بخر
----------
یک قزوینی زن میگیره با برادر زنش میره ماه عسل!!!
----------
یه زنه رفت کفش بخره . گفت آقا یه کفش میخوام که پشتش باز باشه.
جلوش هم منگوله داشته باشه یارو گفت بیا پات و بکن تو کون من
----------
ترکه سرش رو از روی کلاه میخاروند . بهش گفتند چرا این جوری میکنی
گفت مگه شما میخواهید کونتون رو بخارونید شلوارتون و در میارید
----------
به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه
----------
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
----------
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم
----------
مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم
----------
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه ميكنيم و اگر سكه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم
----------
تركه خبر داغ ميشنود، گوشش ميسوزد
----------
تركه چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودكفايي برسه
----------
تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته
----------
به ترکه میگن با اشکال جمله بساز میگه:ننتو گاییدم
میگن این که اشکال نداره.
میگه خب پس آبجیتم گاییدم
----------
زن:بسه دیگه بیار بیرون
مرد :نه هنوز نه
زن:ول کن زخم شد
مرد:اه بذار کارمو بکنم
زن:خجالت بکش یه ربع دست کردی تو دماغت
----------
ترکه دوست دخترش عزادار بوده.میره داروخونه میگه آقا یه کاندوم مشکی با طعم خرما بده
----------
یه روز به یه ترکه میگن نظرت در مورد کیر چیه؟ میگه نمی دونم والا باید بشینم روش فکر کنم
----------
یه روز یه ترکه کیرش رو میکنه داخل اب میگه دمای اب ۵۰ درجه . بغل دستش یه عربه بوده. عربه کیرش رو میکنه تو اب میگه عمق اب ۵۰ متر
----------
یه روز مرده از سر کار میاد خونه میبینه زنش ارایش کرده .میگه خانم کجا تشریف میبرین؟ زنش بر میگرده میگه دارم میرم بدم. شوهرش میگه جای دیگه نری ها
----------
یه روز به یه ترکه می گن دو دوتا ؟ میگه ولش کن بابا یه کلمه بگو باهاش جمله بسازیم
----------
یه روز به یه ترکه یه ابشار نشون میدن میگن میدونی این چیه ؟ میگه اره رودخانه دیواری
----------
به یه قزوینی میگن حالا که داری میمیری یه وصیت بکن. میگه من که مردم جسد من را بسوزانید و با خاکستر من پودر بچه بسازید
----------
به یه قزوینی میگن حالا که داری میمیری یه وصیت بکن. میگه من که مردم جسد زیر سرسره خاک کنن
برای مشاهده روی نام کلیپ کلیک کنید
محسن چاوشی (حسرت خیس)
محسن چاوشی (امام رضا)
محسن چاوشی (خود کشی ممنوع)
مهران احراری (منم میشم مثل خودت)
بنیامین (اینم بمونه)
بی اعتنا (بنیامین)
بابک جهانبخشی (سپیده)
گروه آریان (ای جاویدان ایران)
آرش و الیگیتور (ایران ایران)
شادمهر عقیلی (بزودی)